الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

90

الغدير ( فارسى )

اجر او با خداست . « 1 » عبد الرحمن فزارى كه خبرگير على در شام بود ، به حضور وى آمد و چنين گزارش داد : پيش از آنكه از شام بيرون آيم ، نمايندگانى از جانب عمرو بن عاص مژده آوردند كه مصر را فتح كرده‌اند و محمّد را كشته‌اند و حتى قتل او را بر منابر اعلام كردند . اى امير مؤمنان ، من هرگز نديده بودم كسانى شادمان‌تر از آن باشند كه مردم شام از مرگ محمد بن ابى بكر شده بودند . على گفت : اندوه ما بر مرگ محمد همانند شادمانى آنهاست ، بلكه به مراتب بيشتر . على از مرگ محمد بن ابى بكر آنچنان اندوهگين و متأثر شد كه آثار آن بر چهره‌اش نمايان بود . وى در ميان مردم به سخن ايستاد و خدا را حمد و ثنا گفت و بر رسولش درود فرستاد و گفت : بدانيد كه بدكاران ستمگر كه از راه خدا بگشته‌اند و اسلام را منحرف خواسته‌اند ، مصر را فتح كردند و محمد بن ابى بكر كه خدايش رحمت كناد ، به شهادت رسيد و اجر او با خداست . به خدا چنان كه من مىدانم ، او كسى بود كه تسليم قضا بود و به قصد قربت كار مىكرد و از بدكار بيزار بود و رفتار مؤمن را دوست داشت . « 2 » ابو عمر روايت مىكند كه محمّد بن ابى بكر را پيش عمرو عاص آوردند و عمرو او را دست‌بسته به قتل رسانيد . شعبه و ابن عيينه از عمرو بن دينار روايت كرده‌اند كه گفت : محمّد بن ابى بكر را دستگير كردند و پيش عمرو بن عاص آوردند . عمرو گفت : آيا كسى با تو پيمان بسته يا قراردادى امضا كرده است ؟ گفت : نه . آنگاه دستور داد او را كشتند . على بن ابى طالب پيوسته محمّد بن ابى بكر را مىستود و در فضيلت وى سخن مىگفت ، چرا كه او اهل عبادت و جهاد بود . « 3 »

--> ( 1 ) . مروج الذهب : 2 / 39 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 314 . ( 2 ) . تاريخ طبرى : 6 / 62 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 155 . ( 3 ) . الاستيعاب : 2 / 235 ؛ تهذيب التهذيب : 9 / 81 .